تبليغاتX
داسیاج
داستان های کوتاه وخاطره

سلام دوستان عزيز.امروز30مرداد سال1385هستش.روز28مرداد سال1332 مصادف بود با كودتاي28مرداد.28مردادسال85مصادف شد با مرگ شعبان جعفري ملقب به شعبان بي مخ يا شعبان تاج بخش يا شعبان افتخاري.

توي اين48ساعت مقالات گوناگوني در اين مورد نوشتن.ولي خدايي تقارن روز مرگ شعبان با روز تولد سياسيش خيلي جالبه.

من امروز و الان روح شعبون رو فراخوندم تا بياد براي ما يكم از خودش و كاراش براي ما توضيح بده.اين زنيكه هما سرشار هرجا مي شينه مي گه: من تنها كسي بودم كه با شعبان جعفري مصاحبه كردم.همش پز ميده. ولش كنين ميگه:من تنها زني هم بودم كه در خارج از آمريكا با شعبان جعفري رفتم سانفرانسيسكو.

هم اكنون مصاحبه ي من با شعبا بي مخ شروع ميشه.

آقا گل:شعبان جعفري از خودت بگو!

شعبان:بله عرضم به حضور انور شما باشه،من روز1فروردين سال1300 در محله سنگلخ يا درخونگاه تهران بدنيا اومدم.بچه ي سيزدهم بودم.

آق:ماشالله خدا به كمر ابوي جنابعالي قوت بده.چه كرده؟!خدا به مادرتون هم(خدابيامرز)قوت بده.البته فكر كنم بعداز اين همه بچه زاييدن قطر كاليبرش شده باشه اندازه لوله سيماني.

ش:آقا گل قرار نشد به ناموس ما كه مادرم باشه توهين كني ها!اگه يبار ديگه به قسمت كمر به پايين مادرم چپ نگاه كني سر با ته تورو يكي مي كنم.

آق:چشم عزيزم.بگو.بقيه رو بگو

ش:بله ما تو سنگلخ بزرگ شديم.من بودم رمضون يخي بود با طيب خدا بيامرز.طيب كه يادته؟الان پسرش مفسر فوتباله.فوتبال تفسير مي كنه. از اول هم به طيب گفتم كه پالان زنت كجه.مي گفت نه.الان بچشو ببيني مثل خدا بيامرز اصغر آقا سوپر گوشت محل هستش.موها اونطوري قيافه هم اونطوري.انگار اين بچه رو اصغر پس انداخته.

آق:شعبون خان به ما چه ربطي داره كه زن طيب كه مادر امير حاج رضايي باشه با كي بوده با كي نبوده.اختيار مال خودشو داشته.طيب كه نمي تونسته تشكيلات زنشو پلمپ كنه!انتظار داشتي با سرب بياد پلمپ منگوله دار بكنه؟!

ش:بعله بگذريم.اينا غيبت به حساب مياد.

آق:چي شد شدي شعبون بي مخ؟

ش:اين لقبي هست كه استكبار جهاني با آمريكاي خونخوار روي من گذاشتن.من كجام بي مخه؟!من از همون كودكي طالع بلندي داشتم.همه حسوديشون مي شد منو در حال رشد و ترقي ببينن.همه مي گن من از28 مرداد معروف شدم ولي كسي نيست كه بگه من1322در رشته كباده و چرخ قهرمان ايران شدم و بازوبند پهلووني رو گرفتم.بعدشم سال1326 يشبي مست كرده بودم با رمضون يخي رفتيم تماشاخونه ي فردوسي.توده ايي ها يدونه مراسم ضد شاه داشتن اونجا.ماهم از همه جا بي خبر.رمضون رو من استفراغ زد منم داد بيداد كردم كار به آژان و آژان كشي كشيد بعد كاشف به عمل اومد كه اينها1مشت خرابكار ضد محمدرضا شاه فقيد بودن.از فرداي اونروز اسم من افتاد رو زبونا.اگه يكي تف مي كرد اسم من بيرون مي افتاد. قبل از اون هم بهت بگم كه من از سال1318تا1322خدمت شريف سربازي رو داشتم انجام ميدادم.البته1بارهم قتل كردم بعد اومدم تو لاهيجان مخفي شدم.يبار لب سپيدرود نشسته بودم داشتم با تشكيلاتم يك قل دو قل بازي مي كردم كه ديدم1دختره اومد بدنش عين بلور.برق ميزد.بعد شيطون خوار مادر…منو اغفال كرد رفتم زدم پدر دختره رو در آوردم.تمام سپيدرود خوني شده  بود.بعد البته باهاش مزدوج شدم.

آق:شعبون جوون ايراد نداره اگه سكس منجر به ازدواج بشه طبق فتواي علماي اسلام حلال كه هست هيچ جايزهم هست.تازه فرشتگان هم اينقدر از اون بالا حال مي كنن از ديدن اين جور صحنه هاي زيبا.

ش:مگه فرشته ها مشكل جنسي دارن؟

آق:ازمن نشنيده بگير ولي ميگن فرشته ها خيلي شهوتي هستن.در ضمن تمام فرشته ها زن هستن.همين جبرييل هم خودش زن هست ولي از ترس اينكه مي ترسيد موقع نزول به عرب جماعت عربا ترتيبشو بدن مثل مرد سيبيل كلفت ظاهر مي شد.

ش:بله.من تا اون موقع سرم به كار خودم گرم بود كه9اسفند1331 رفتم دم خونه مصدق گفتم:جاكش بي ناموس من مادرتو…اگه بزاري شاه از كشور خارج بشه.بعد منو ارسال كردن به زندان.تا روز28مرداد من زندان بودم.كه بعد برو بچ منو نجات دادن تا بيام از سلطنت پهلوي دفاع كنم.يادش بخير با جيپ ساخت شوروي زدم ديوار خونه مصدق رو خراب كردم تا بگيرم ننه ي اين مصدق رو به عزاش بنشونم.ولي مصدق در رفته بود.

آق:حالا چرا توي محاكمه ي حسين فاطمي بدبخت چرا خواهرشو با چاقو زدي؟

ش:من مي خواستم حسين رو بزنم.تو قاموس ما زن زني با جاكشي هيچ فرقي نداره.من اومدم حسين رو بزنم كه خواهرش به سبك بَت مَن پريد جلوم چاقو خورد بهش و خواهرش…شد.درضمن بد هم نشد.اينكارش در چند سال بعد جان هاشمي رفسنجاني رو نجات داد.اون پسره اومده بود با يوزي بزنتش كه زنش پريد جلوي شوهرش بعد چند تا تير خورد به دست وپاي زنش.بعد از زنش كه پرسيدن اين فكر چطور به مغزت خطور كرد گفت كه من ماجراي چاقو خوردن خواهر حسين فاطمي رو شنيده بودم و به تقليد از اون خودمو جلو انداختم.

آق:عجب!

ش:عجب تو كونت!

آق:شعبان خان اگه فكر كردي خيلي بي تربيتي و من خيلي هموژليزه كور خوندي ها.من خودم200تافحش با پيشوند و پسوند كِش بلدم كه تو عمراً توي85سال عمر پر بهات اصلا نشنيدي.

ش:باشه بابا.بعداز اون ماجرا من شدم شعبان تاجبخش.براي خودم1 زور خونه زدم كه اون موقع21ميليون تومن خرجش كردم.

آق:21ميليون خرج مستراح كردي؟

ش:مستراح؟!

آق:آخه ما به مستراح مي گيم زور خونه.

در همين لحظه فشار خون روح آقاي جعفري بالا زد و شروع به فحاشي كردن و در نتيجه اين گفتو شنود نا تمام باقي ماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/30ساعت 17:51  توسط آقاگل  |