تبليغاتX
داسیاج
داستان های کوتاه وخاطره

سلام دوستان عزيز.از آخرين متني كه تو وبلاگ گذاشتم خيلي وقت ميشه كه گذشته.فكر كنم حول و حوش10روز ميشه.

من از شب29خردادسال1385 براي هميشه چت كردن رو كنار گذاشتم.تنها و تنها به يك دليل.اونم اينه كه به اون چيزي كه مي خواستم رسيدم.بعداز حدود3سال چت كردن مستمر بالاخره ترمز دستي رو كشيدم،گفتم:به كجا چنين شتابان پسر جان؟!

تو اين چند روز وقت بيشتري رو صرف مطالعه كردن مي كنم.قبلا هم  كتاب مي خوندم ولي ديگه الان عوض اينكه كانكت بشم به خوار مادر ملت گير بدم توي روم ها،الان با روح خودم در حال كلنجار رفتن هستم.چند روز پيش رفتم سر مغازه.از روز افتتاحيه جام جهاني تاحالا سرجمع3بار ازخونه بيرون رفتم. پاتوق من يكي از بدترين محله هاي ايران هست.از شير مرغ تا جون آدميزاد اون تو پيدا ميشه.از كوكايين بگير تا كريستال و اشك خدا و برو بالاتر برس به سلاح.رفتم پيش1معتادي كه تاحالا چند بار ترك كرده ولي ازنو رفته سراغ مواد.بهش گفتم:طهمورث جان تو به من بگو وقتي ترك مي خواستي بكني چه احساسي داشتي؟تواين10تا15روزي كه بدنت در حال سم زدايي بود چه حسي داشتي؟!گفت:آقا جان مني تا وقتي كه كامل پاك بشم همش1حس خلا داشتم.همش دنبال1گمشده بودم.به جرات مي تونم بگم شبانه روز بيشتر از24ساعت شده بود.همش سرنگ با وافور ميومد تو ذهنم. با هر چيزي كه مي خواستم خودم رو سر گرم كنم سريع حوصلم سر مي رفت.يدونه پازل خريده بودن برام كه موقع بيكاري،براي اينكه فكرم منحرف بشه برم اونو بچينم.تا مي رفتم سر وقتش،بعد2دقيقه حوصلم سر مي رفت مي زدم پخش و پلا مي كردمش.تمام حرفايي كه طهمورث زد مصداق بارزش براي من تو اين چند روز اتفاق افتاده بود.بي حوصله شده بودم.نمي دونم اين چت لامذهب چي داره كه مثل آهن ربا،آهن رو به سمت خودش جذب مي كنه.روز5تير مصادف است با26جولاي كه روز جهاني مبارزه با اعتياد مي باشد.تمام برنامه ها در مورد مواد مخدر بود.همه فكر مي كنن اعتياد يعني مواد مخدر و مشروب.كسي نبود كه بگه:اعتياد به چت كردن هم داريم.فكر نكنم كمتر از مواد مخدر باشه.اين دنياي مجازي نمي دونم چي داره كه مثل گرداب آدم رو به داخل خودش مي بلعه و به كام خودش مي بره.يكي هرچي در مياره ميده مواد مي خره،يكي هم هرچي در مياره پول تلفن با كارت اينترنت ميده.اعتياد به ماشين سواري هم داريم.من تواين3روز تمام برنامه هايي كه درمورد اعتياد بود رو نگاه كردم.البته از راديو خبر ندارم.در راه رضاي خداوندمتعال كسي بلند نشد بگه:آقا،خانم،مادر،پدر، برادر،خواهر،اول بايد معتاد رو ببري پيش1روان پزشك كه بفهمه چرا اين آدم رفته معتاد شده.وقتي اون خلا رو پر كردي،طرف خود به خود ترك مي كنه. آدمي كه مشكل نداره ديوانه نيست كه بره معتاد بشه.مادره مياد ميگه:اين پسر من از پشت كامپيوتر جنب نمي خوره از كله ي سحر تا بازم كله ي سحر داره چت مي كنه.رنگش كم كم داره مثل گل آفتاب گردان داره زرد ميشه.ميره چيكار ميكنه؟!ميره مودم رو مي كَنه.آخه كسي نيست بگه:آخه الاغ تو اصلا بگير كامپيوتر رو از طبقه آخر ول بده پايين بعدش چي؟!

عوض اينكه بچه رو ببره پيش1روان شناس مجرب تا بفهمه اين بچه چه مرگشه،ميره مودم رو در مياره.تااسم روان شناس مياد ميگن:بچه ي ما مگه ديوانست؟نمي دونم چرا پيشه ي اين روان كاو ها و روان شناس ها پيوند زناشويي بسته با كلمه ي،ديوانه!

با چه زباني بايد به دولت و ملت فهموند كه اين معتاد بدبخت مريض هست؟!

مجرم اوني هست كه وقتي بازداشت ميشه بالاي1كيلو مواد داره.آخه آدمي كه1شيش نخودي ترياك داره چي چي مجرم؟!پير مرد بدبخت رو با70سال سن گرفتن بردن پيش قاضي به چه عنوان؟آقا6نخود ترياك داشته.معادل دو تا سه گرم.آقا مگه با اين چند گرم ترياك ميشه كارتل تجارت ترياك راه انداخت؟!

بابا يكم از اين بلاهت خودتون كم كنين.آدمي كه كار داشته باشه،تفريح داشته باشه مگه خرهست كه بره معتاد بشه؟!قبلا معتاد براي خودش پرستيژ داشت.با1احترامي به معتاد نگاه مي كردن.اينجور ديگه لاشي بازي كسي در نمي آورد.كسي تو خيابون از آدم آويزون نمي شد كه پول بده.مواد مخدر مال قشر پولدار جامعه بود.

اينم از بحث روز كه در مورد اعتياد بود.بازم ميگم كه اعتياد فقط در رابطه به مواد مخدر نيست.يكي معتاد به خوردن هست.يكي مثل من معتاد به رانندگي و گاز دادن هست.يكي معتاد به چت كردن هست.يكي از نوع مثل خودم معتاد به اس ام اس دادن هست.آدم هم داريم كه معتاد به نماز خوندن وعبادت كردن هست.هر وقت مي بيني داره يا نماز مي خونه يا داره قرآن مي خونه.همين كاراش باعث شده از كارش اخراج بشه،زن و بچش ولش كنن برن.باباجان همه جور اعتيادي داريم.يكي دايم الخمر هست.اون يك نوع اعتياد هست.همه ي اينا ريشه روحي داره.روح وقتي درست باشه، جسم عمرا به سراغ اين چيز ها نخواهد رفت.تو وقتي روح رو درست كني،جسم هم خود به خود درست ميشه.وقتي روح نياز به عوامل بيروني نداشته باشه،جسم كه مرض نداره بره سراغ اين چيزها!

دوستان خوش باشين.اينم حرفاي من بود در مورد اعتياد روز جهاني مبازه با اعتياد.6/4/1385

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/06ساعت 17:1  توسط آقاگل  |