|
|
|
|
|
سلام دوستان گرامي.امروز يكشنبه 20فروردين سال هزارو سيصدو هشتاد و پنج مي باشد.تاريخ قمري هم ميشه به عبارتي10ربيع الاول سال هزار و چهارصدو بيست و هفت.حدود20روزي ميشه كه متني ننوشتم.تواين20 روز اتفاقات مهمي افتاده،ازمهمترين وقايع يكي اينه كه شوراي امنيت1ماه به ايران مهلت داده كه شاخ محبت رو بكشه و غني سازي رو بي خيال بشه و كوتاه بياد.ايرانم1دونه بيلاخ گنده فعلا نشونشون داده. قرار شده براي تامين امنيت عراق،ايران و كشور زالو صفت آمريكا دور1ميز باهم شام بخورن.ببين ما چقدر مهم شديم كه قراره امنيت عراق رو تامين بكنيم،يا ببين عراقي ها چقدر خاك برسر شدن كه قراره ما امنيتشون رو تامين كنيم،ياببين احتمالا معني واژه امنيت عوض شده و احتمالا جاشو به بلوا و آشوب داده.ولي در هر3صورت خوب نيست.چه معني داره ما باآمريكا هم پيمانه و هم پياله بشيم؟!يعني براي من قابل هضم وقابل دفع نيست كه مثلا يك طرف زلماي خليل زادبشينه ويك طرف هم جوات جون. بعداين جريانات،ماجراي مانور در آبهاي جنوب كشور پيش اومد و به قول معروف:هر دم از اين باغ بري ميرسد! بله به رخ كشيدن ابزار آلات دفاعي(نمي گم تهاجمي كه چون مسلمانيم و اسلام يعني تا حمله نكردن كَكِتَم نگذره ولي به محض اينكه بهت حمله كردن بزن خوار مادرشو...)من فكر مي كنم طراح اين وسايل نظامي سنش بيشتراز33نباشه.چون يكي از وسايل ساخته شده،قايقي بود غير قابل رديابي كه مي تونست پروازهم بكنه.اين طراح حتماوقتي بچه بوده،كارتون يوگي و دوستان رو ديده كه همچين چيزي ساخته!ساخت موشكهاي فوق مدرن هم بود كه همزمان چند تاهدف رو ردگيري مي كنه و ميزنه.خلاصه همه كاري مي كنه.ازكشيدن آب حوض بگير تا خفه كردن پيره زن! ازابتكارات ديگر اين مانور عوض كردن سبك نقاشي ناو ها و هلي كوپتر ها بود.قبلا به سبك كوبيسم رنگشون مي كردن ولي الان به سبك رئاليسم. اينها همه پيشرفت هست. ازاينهابگذريم مي رسيم به يَك دُختر لوس ننر به اسم سيما.درخترك از خود راضي متكبر(يبار با مبتكر اشتباه نكنين تنها چيزي كه نداره ابتكاره)تا بهش ميگي ملا ماست اشكش مثل رودخانه آمازون سرازيرميشه و بهش بر مي خوره.آخه كسي نيست بهش بگه،تاموقعي كه اين اخلاقارو داري تو خونه بابات مهموني.اينقدر مي موني كه موهات مثل دندونات زرد ميشه. روز13بدربهش گفتم:دختربجاي سبزه2تادرخت بهم گره بزن تا بختت بازبشه. كار از سبزه گذشته.حالاشايد2تادرخت كار تورو راه بياندازه! خانم بهش برخورده قهريده بامن.حالابراي اينكه بيشتر حرصشو دربيارم بهش ميگم:يدونه خمره سركه برات خريدم براي اون ماجراهاي ترشي و...(يادت كه اومد)درلفافه گفتم. تواين هاگير واگير ياد1خاطره از يكي از بچه ها افتادم.يكي از بچه ها اومد بهم گفت:كامي نشانه هاي ايدز چيه؟!گفتم:تورم غددلنفاوي،حالتي مانند سرماخوردگي به مدت طولاني،خوب نشدن زخم به عبارتي زخم به سختي التيام پيدا ميكنه.گفت:كامي من ايدز گرفتم!گفتم:مگه سرنگ آلوده مصرف كردي؟!ياخداي ناكرده،ياكردش به من ربطي نداره،فلان كارو كردي؟!گفت: غلط كن ديوانه!نه!يدونه رفيق دارم اين نشانه هارو داره،دستم زخم شده بود اومد برام چسب زخم زد.ازاون بدتر يبار ترشي آورد سركار منم از ترشيش خوردم.گفتم:خدابيامرزدت ايدز گرفتي تمام شد.جوان ناكام شدي. من موندم ليسانسيه مملكت چرا اينقدر كم معلوماته؟! اگه شما تونستين اين معادله كه3تا معلوم داره رو حل كنين1جايزه پيشم دارين: 1-ترشي 2-چسب زخم هندي پلاست بااون آرم بي تربيتش 3-ايدز اين نوشته درساعت8:30شب،روزيكشنبه20فروردين سال1385تمام شد. |
||